سومین اردوی انتخابی هیمالیا نوردی
با تشکر فراوان از حاج محمود چوبریزان پیشکسوت کوهنوردی
که افتخار همراهی و راهنمایی را به کوهنوردان دادند.
۱- ادامه گشایش مسیر کاریز(بیستون)
۲- صعود مسیر های مختلف بیستون
۳- نقشه برداری غار عباس آباد ( آبگرم قزوین )
۴-صعود وپیمایش خط راس گرین( نهاوند)
۵-صعود قله یال کبود( نهاوند)
۶-تمرین سنگنوردی (خورزنه)
خورزنه ۲۳/۱۲/۸۷
فرود مسیر هاری رس پله۱
ادامه مطلب...
قرارمان به جنگل بود برای رفتن ... باران بد قلقی کرد ، ترسمان برداشت خیس شویم ! جنگل را به جنگل گذاشتیم و همان کوه خودمان را چسبیدیم ... "قزل ارسلان"
از همدان تا روستای "وهنان" 45 دقیقه ای بیشتر نیست ، از جاده کرمانشاه می رویم و بعد از پلیس راه فرعی دوم را به چپ می پیچیم ... نبش جاده فرعی کارخانه هسکو است ... به روستا که می رسی پاییز زودتر جا خوش کرده است ، میدان ده را سیاه پوشانده اند و حرفی از یکی از بچه ها که : امروز عید است و مردم ما تنها به گریستن دلخوش اند که مثلا نوعید است ! میدان را پیاده می رویم از میان کوچه ها تا چشمه انتهای روستا ؛ آب بر می داریم که تا یکی ، دو ساعتی آب نیست تا پای کوه ...
سر صبح باد بود و حالا نسیم است که می پیچد میان درختان ، راهمان از میان درختان آلو و صنوبر است تا به شخم ها برسیم ، سمتمان جنوب است و بر کناره ی راستمان ابری بر بلندای قله ای مخروطی و تنها شانه می ساید ... ابر قبله* است و باران در پیش داریم ...
راه پیداست و پاکوب که به راست می پیچد و دیگر باغ ها را پشت سر گذاشته ایم و بالای گردنه قله قزل را می بینیم که به شکوه ایستاده است ...
باد است و چند قطره ای باران ... صدا به صدا نمی رسد ... کوله ها به شانه ها سنگینی می کند ... دو ساعتی است که راه می آییم تا چشمه ... توقفی کوتاه داریم ... و از چشمه به بعد راه میان دره ای پیچ می خورد و رودخانه ای کوچک و خشکیده پا به پایمان می آید تا چشمه ی آخر ...از اینجا تا جان پناه قزل ، 20 دقیقه ای راه است ... جان پناه را روی یال "دائم برف" به "قزل" ساخته اند ...، 20 نفری هستیم و برای همه جا دارد برای نشستن ... و تا غروب وقت به دیدن و گفتن و شنیدن می گذرد ...
شب فال حافظ و آواز ... "همه شب نالم چون نی که غمی دارم" ... و چه غم هاست که بر دل هر کداممان تلبنبار بود و از یاد رفت به حرمت سکوت و کوه و ترانه ... جا برای خواب همه کافی نیست ... چند نفری در چادر می خوابند ... آسمان صاف و پر ستاره است ... شوباد میان گون ها می رقصد و هوا به سردی می زند ...
صبح آفتابی است ، قله را آفتاب گرفته و تا پای دست به سنگ های قله راهمان پیداست ... دست به سنگ ها با فلش مشخص شده اند و می رساندمان تا قله ... 3250 متر ارتفاعش ...
از روی قله ، الوند ، کلاغ لانه ، کرکس و اگر هوا صاف باشد بیستون هم پیداست ...
به قول دوستی ... قله چشم انداز است ... بارانداز که نیست پس شکوه تنهایی و عظمتش را حرمت می نهیم و پایین می آییم ... ساعتی در جان پناهیم و بعد سرازیریم تا وهنان ، دوباره .
و شب باز شهر و شلوغ و ....
در روزهای دوازدهم و سیزدهم اردیبهشت ماه هشتاد و هفت (پنجشنبه و جمعه) تعداد بیست و سه نفر از اعضای گروه سامان به سرپرستی آقای امیر عباس محمودی برنامه گلگشت به منطقه اورامانات را انجام دادند .
ساعت 6 صبح روز پنجشنبه میدان دانشگاه( جهاد) شهر همدان محل اجتماع بچه ها بود . برای این سفر دو مینی بوس در نظر گرفته شده بود . که تا بچه ها جمع و جور شدند مینی بوس ها هم رسیدند و ساعت 6:30 حرکت کردیم . قبل از اینکه به قروه برسیم صبحانه را توی ماشین خوردیم و حدود ساعت 11 هم به سنندج رسیدیم . در سنندج بعلت خرابی یکی از مینی بوسها نیم ساعت توقف کردیم که چون هر لحظه امکان داشت که ماشین درست بشود ، مجبور شدیم تمام مدت را توی ماشین منتظر بمانیم . بعد از آن به راه افتادیم و نزدیکی های ساعت یک و نیم بود که بعد از عبور از سه راه حزب الله برای ناهار متوقف شدیم که حدودا یک ساعت و نیم طول کشید . و بعد از ناهار مسیرمان را به سمت روستای اورامان تخت ادامه دادیم . البته چند بار بین راه توقف کردیم و از هر چه که می شد عکس بگیریم ؛ گرفتیم . ساعت پنج و نیم هم به روستای اورامان تخت رسیدیم . و بعد از اینکه از مزار پیر شالیار دیدن کردیم متوجه شدیم که فردا ( آخرین جمعه قبل از پانزدهم اردیبهشت) در اورامان تخت برگزاری مراسم "کمسای" است . و به علت زیاد بودن مسافران که از سراسر ایران برای تماشا و شرکت در مراسم آمده بودند نتوانستیم از مدرسه ی روستا برای شب ماندن استفاده کنیم . بالاخره در زمین تختی که بالای مدرسه بود و مشرف به روستا واقع شده بود چادر زدیم. عده ای از بچه ها همان موقع به کوهی که بالای سر روستا بود و بقایای قلعه ی قدیمی روستا در بالای آن هنوز پابرجا بود رفتند . که مسیر رفت و برگشت به آن کوه با احتساب نیم ساعت استراحت بالای قله آن حدودا یک ساعت و پانزده دقیقه طول کشید .
بعد از شام هم آتشی افروختیم و تا پاسی از شب را با هم در کنار آتش سپری کردیم . فردا هفت صبح بیدار باش بود و بعد از خوردن صبحانه و گشت و گذار مختصر عده ای از بچه ها ساعت نه راه افتادیم . اما جاده باریک روستا بعلت برگزاری مراسم کمسای بسیار شلوغ شده بود . و به همین علت حدود ساعت ده بود که از روستا خارج شدیم. پس از خروج از روستا برای برگشت مسیر پاوه و کرمانشاه در نظر گرفته شده بود . از اورامان تا پاوه جاده کوهستانی و پیچ در پیچ زیبایی بود که حدود سی کیلومتر ارآن خاکی بود. ناهار را درست جلوی غار غوری قلعه خوردیم ولی بعلت کمبود وقت برنامه نتوانستیم غار را ببینیم . ساعت شش هم به کرمانشاه رسیدیم و ساعت نه شب هم درست همانجایی که سوار شده بودیم پیاده شدیم .
اورامانات نام منطقه ای در کردستان ایران و عراق است . که از شرق با شهر سنندج ، از غرب با شاره زور ، از جنوب با جوا نرود و كرمانشاه و از شمال با شهر مريوان هم مرز مي باشد . از نظر جغرافیایی منطقه اورامانات را به سه بخش اورامان تخت ، اورامان لهون و اورامان ژاورود تقسیم کرده اند . بخش اورامان تخت شامل اورامان تخت ، کماله ، رودبر ، ویسیان ، سرپیر است و مرکز آن هم روستای اورامان تخت است که به هزار ماسوله نیز مشهور است . بخش اورامان لهون که شامل نوسود ، پاوه ، جوانرود ، است و مرکز آن در گذشته نوسود بوده و اکنون پاوه است. بخش اورامان ژاورود هم شامل روستاهای آويهنگ، هويه، يساران، تهوير، شيان، تنگی سر، نجی، ساليان، ژان، نسنار، پایگلان، چشميدر، بوريدر، اسپريز، ژنين، آريان، گواز، سرريز است .
روستای اورامان تخت در جنوب شهرستان مریوان و شمال شهرستان پاوه واقع است . و فاصله روستا از هر دو شهرستان هفتاد و پنج کیلومتر می باشد . دین کنونی مردم روستا اسلام (سنی) است و به زبان اورامی (هورامی) صحبت می کنند . لباس مردان اورامانی شامل چوخه و رانک (که هر دو ساخته شده از موی بز هستند ) ، پانتول ، ملکی شال ، دستار، فرنجی (فرجی ، پستک) ، کله بال است و پوشش زنانش را جانی، کلنجه ، شال ، کلاه ، کلله تشکیل می دهد که همه ی آنها در همان روستا تولید می شود و علاوه بر آن می توان از گلیم، سجاده، نمد ،سبد، گیوه (کلاش : نوعی کفش ساخته شده از روده گوسفند و چرم گاو و نخ که هوا به داخل آن نفوذ می کند) ، ظروف چوبی و مرس (نوعي پارچه پشمي به نام جهت دوخت لباس محلي مردانه استفاده می شود) بعنوان صنایع دستی روستا نام برد. مردم اورامانات معتقدند اورامان تخت زمانى شهر بزرگی بوده و مركزيتى خاص داشته است و به همين دليل از آن به عنوان تخت يا مركز (حكومت) منطقه ی اورامانات ياد مى كرده اند .
مراسم جشن عروسی پیر شالیار :
مراسم پیر شالیار همه ساله در روستای اورامان تخت در سه مرحله انجام می شود:
در اولین مرحله ، که نخستین چهارشنبه بهمن ماه است ، گردوهایی را که از باغ پیر شالیار چیده اند ، برای اهالی روستا می فرستند و به این ترتیب آنان را از شروع مراسم آگاه می کنند. آغاز دومین مرحله ، صبح روز آخرین چهارشنبه ی قبل از پانزدهم بهمن ماه است . پیش از طلوع خورشید کودکان در کوچه های باریک و برف گرفته ی روستا یا در حیاط و بام خانه ها آواز می خوانند و شادی کنان با فریاد " کلاروچنه " به در خانه ی همسایه ها می روند و هدیه طلب می کنند ، در این هنگام مردانی که متولی ذبح قربانی ها هستند در حال آماده کردن حیواناتی هستند که اهالی روستا برای قربانی در مراسم پیر شالیار نذر کرده اند . با طلوع اولین اشعه آفتاب ذبح قربانی در حیاط خانه پیر شالیار آغاز می شود و خون قربانی بر زمین ریخته می شود. بعد از ذبح ، گوشتها را برای تهیه آش جو یا همان " هولوشینه تشی " که غذای مراسم آنروز است آماده می کنند و مقداری از آنرا بین اهالی بعنوان تبرک تقسیم می کنند. در غروب همان روز دایره ای از مردان دست در دست و شانه به شانه با صدای دف به رقص آیینی می پردازند رقصی که از گذشته های دور به جا مانده است اوج این رقص حالت خلسه ای عارفانه است که در آن دستیابی به روح جمعی، یکی شدن تن ها و فراموشی "من" است .
فردای آنروز که روز پنجشنبه است با استخوانهای به جا مانده و گندم در نه دیگ غذایی درست می کنند و به همه می دهند از این نه دیگ دو دیگ را برای ادامه مراسم که به هنگام شب است کنار می گذارند. در این روز مردم تا شب به رقص آیینی می پردازند و ساعاتی از شب را هم در خانهی پیرشالیار میگذرانند، که به این شب، شب نشست یا "شه وونیشتی" گفته میشود. در این شب سخنرانان به سخنرانی درمورد پیر شالیار و بحثهای عرفانی میپردازند . بعد از آن سرودی یا قصیدهای خوانده میشود و برای تبرک تسبیح چوبین و دانه درشت و تخت گیوه ی به جا مانده از پیر را می بوسند و سپس مراسم نواختن دف و گفتن ذکر آغاز می شود.
در مورد ریشه برگزاری مراسم پیر شالیار مردم اورامانات معتقدند که در قرن پنجم هجری خورشیدی یک مغ زرتشتی به نام پیر شالیار فرزند جاماسب در اورامان تخت زندگی می کرده است . پیر شالیار به علت اینکه در کودکی پدر و مادرش را از دست داده بود پیش عمو و زن عمویش زندگی می کرده و آنان هم سخترین کارها را بعهده ی او می گذاشتند و او را مورد آزار و اذیت قرار می دادند . پیر شالیار او از کودکی دارای کراماتی بوده و در دوره جوانی وصف کراماتش حتی به خارج از اورامانات هم رسیده بود . در همان روزگار پادشاهی در بخارا دختری به نام "بهار خاتون" داشته که به بیماری سختی دچار می شود که طبیبان از مداوای آن عاجز بودند. پادشاه هم شرط کرده بود که اگر کسی دخترش را شفا دهد آن دختر را به زنی او در می آورد . وصف کرامات پیر شالیار به گوش شاه می رسد و دختر را به همراه چند تن دیگر روانه اورامان تخت می کند . و بالاخره پیر الیار دختر را شفا می دهد و پادشاه هم طبق قولی که داده بود "بهار خاتون " را به ازدواج پیر شالیار در می آورد.
پیر شالیار منظومه ای به نام مارفه تو پيرشاليار (معرفت پيرشهريار) به زبان کردی اورامی دارد که مشتمل بر امثال و حکم و پند و اندرز با ذکر نکاتی چند از آداب و رسوم آیین باستانی و تاکید و توصیه در جهت حفظ و نگهداری آن است . البته نسخهی این کتاب کمیاب است اما عبارات و ابیاتی از آن را برخی از مردم آن سامان از بر دارند و در مواردی به جای ضرب المثل به کار میبرند.
مراسم کمسای :
کمسای از دو واژه "کم" به معنی جمع و گروه و "سای " به معنی ساییدن تشکیل شده است و نام مراسمی است که هر ساله در پانزدهم اردیبهشت ماه و یا به روایتی در آخرین جمعه قبل از پانزدهم اردیبهشت ماه برگزار می شود . در اطراف مزار پیر شالیار سنگی وجود دارد که بر اساس باور و گفته ی مردم منطقه در طول سال بسیار سفت و محکم است ولی در روز کمسای نرم تر می شود و مردم می توانند با تیشه ی مخصوص آنرا در هم شکنند . بر طبق باور مردم این سنگ تا سال بعد دوباره رشد خواهد کرد و به اندازه ی قبلی خود بازمی گردد. غذای مخصوص این روز پبراق(دلمه) است که بصورت نذری توزیع می گردد.
قصه سوز سرما و برف در اورامان :
مردمان اورامان برای برفگیر بودن منطقه شان هم داستانی دارند . که نمونه خوبی از ادبیات عامیانه مردم آن منطقه است . گفته اند که در گذشته های دور دیواری به دور اورامان کشیده بودند که مانع ورود برف و سرما به درون اورامان می شد . اما روزی حاکم اورامان فرمان می دهد که هر خانواده بعنوان مالیات یک تخم مرغ به دربار حاکم ببرد و وقتی که همه تخم مرغ ها جمع شد ، حاکم فرمان داد که هر کس تخم مرغی را که آورده پیدا کند و با خود ببرد و چون همه ی آنها مثل هم بودند و تشخیص شان ناممکن بود تخم مرغ ها (اموال مردم) با هم قاطی شد و هر کس تخم مرغ(مال دیگری) را به خانه خود برد و این شد که سوز سرما و برف به آن منطقه هجوم آورد و از آن پس حتی درون حصار اورامان هم برف بارید .
اداره اورامان به وسیله شورا :
قبل از اسلام اداره ی اورامان بعهده ی شورا "ژیرلا " بوده است . این شورا بصورت کاملا مردمی و دموکراتیک انتخاب می شده و فقط به منظور خدمت به مردم و بدون مزد بوده است. طول دوره شورا چهار سال بوده که در پایان دوره شخص دیندار و مورد اعتماری به نام "پاور" خاتمه دوره قبل را اعلام می کرده و بر روند انتخابات دوره جدید نظارت داشته است . برای هر دوره شانزده الی بیست نفر برای شورا کاندید می شدند و از بین آنها چهار الی شش نفر توسط اهالی انتخاب می شدند.
پاور برای معرفی هر یک از کاندیداها هر کدام از آنان را به اسم يک نوع ميوه ی خشک که در دسترس اهالی بوده است مانند توت، گردو، بادام، سنجد، گلابی، گلابی خشک (همرو لت) و ... نام گذاری می کرد . سپس پاور از پارچه ای به نام "هلاوه" که اورامی ها خودشان آن را بافته و رنگرزیکرده بودند در حضور افراد کيسه ای جهت جمع آوری آرا می دوخت. آن گاه دستور می داد افراد با توجه به کانديدای مورد نظر خويش، ميوه و يا خشکبار مناسب را که در دست يا در کيسه ای کوچک قرار داده اند ( تا دیگران آن را نبينند) در کيسه ی آرا بياندازند. جوانانی می توانستند در اين انتخابات شرکت نمايند که توانايی برداشتن سنگ" مرد آزمايی" را داشته باشند که وزن آن برای زنان و مردان متفاوت بوده است . زنان علاوه بر حق انتخاب کردن ، حق انتخاب شدن در شورا را هم داشته اند . چنانچه زنی به نام "ادخنانی" در چند دوره عضو شورای اورامان بوده و هنوز هم اورامانی ها نامش را بیاد دارند.
و در پایان با تشکر از زحمات سرپرست برنامه آقای امیر عباس محمودی
روابط عمومي گروه كوهنوردي سامان
قله کهار به ارتفاع ۴۰۸۰ متر واقع در رشته کوههای البرز غربی و در ۴۴کیلومتری شهرستان کرج می باشد .

ساعت ۶:۳۰ دقیه بامداد روز پنجشنبه ۱۷/۸/۸۶ گروه کوهنوردی سامان با همراهی گروه کوهنوردی دانشگاه بوعلی سینا و به سرپرستی آقای امیر عباس محمودی جهت انجام صعودی مشترک حرکت خودرا از میدان امام شهر همدان آغاز کرد.

ساعت ۱۱ به کرج رسیدیم واز آنجا به طرف جاده چالوس حرکت کردیم پس از رسیدن به ابتدای جاده چالوس وگذر از ابتدای آن بطول ۳۰ کیلومتر به منطقه ای به نام پل خواب رسیدیم بعد از پل خواب جاده فرعی در سمت چپ جاده (کرج به چالوس) قرار گرفته بود که تابلوی امام زاده جاده فرعی را کاملآ نمایان می کرد. راه را به سمت روستای کلوان پیش گرفتیم. حدودآ به فاصله ۵ دقیقه بعد به مسجدی رسیدیم که امکانت خوبی داشت وپس از اقامه نماز و صرف نهار و پر کردن قمقمه ها و تجهیز کردن کوله ها و آماده شدن نفرات مسیرآسفالته رو پیش گرفتیم تا اینکه به انتهای جاده رسیدیم که سمت چپ آن ازطریق یک پل فلزی به روستای آیگان منتهی می شد و سمت راست آن جاده خاکی قرار داشت.در ساعت ۲:۳۰ تیم آماده صعود شد آقای محمودی (سرپرست و راهنما )در ابتدای تیم و آقای مهدی طهماسبی (کوهیار)در انتهای تیم و سایر نفرات به دستور سرپرست در صف تیم ایستادند کوهپیمایی رو از طرف جاده خاکی آغاز کردیم .
حدود ۵۰۰ متر جاده خاکی رو طی کردیم وبه ابتدای مسیر پاکوبی رسیدیم که شیب نسبتآ تندی داشت مسیر پاکوب را ادامه دادیم تا به منبع آب سیمانی که سمت راست پاکوب قرار داشت رسیدیم کمی بالاتر چشمه آب وحدود ۲۰ دقیقه بعد به سر یال رسیدیم قسمت راست یال باغی قرار داشت که با سیمهای خواردار حصار کشی شده بود وسمت چپ یال منظره روستای آیگان و در امتداد پاکوبی که در سمت چپ یال قرار داشت جان پناه کهار کاملآ معلوم بود مسیر پاکوب رو ادامه دادیم و پس از ۲ ساعت کوهپیمایی در ساعت ۵:۱۰ دقیقه به جانپناه کهار رسیدیم.
جانپناه کهار
در سمت راست جانپناه چشمه آب کاملآمشخص بود .به صلاحدید سرپرست عده ای از افراد تیم در جانپناه و عده ای دیگر در چادر شبمانی کردند به دلیل وجود گروههای دیگر و کمبود فضا در جانپناه.
سرپرست تیم ساعت 6:30 صبح را زمان حرکت تیم اعلام کرد.هوا بسیار سرد بودوباد تندی می وزیدصبح روز بعد پس از صرف صبحانه و آماده شدن ساعت ۷:۱۰ دقیقه مسیر پاکوب رو از بالای جانپناه پیش گرفتیم تا خود قله کهار مسیر کاملآ پاکوب شده بود در ساعت ۱۰ موفق به صعود قله کهار شدیم
از بالای قله قلل دماوند- آزاد- کوه - شاه البرز- علم کوه وناز کاملآ نمایان بود بخاطر باد تندی که می وزیدو سردی هوا سریع ارتفاع رو کم کردیم واز خط القعر بین قله ناز و کهار ودر امتداد رودخانه حرکتمون رو به طرف روستا ادامه دادیم و پس از گذر از باغهای روستای آیگان و پس از صرف نهار ودیدن مناظر زیبای منطقه ساعت ۳:۳۰ به روستای آیگان و از آنجا راهی همدان شدیم
کروکی قله کهار
با تشکر و قدر دانی از زحمات آقای امیر عباس محمودی سرپرست و راهنمای برنامه![]()
این هفته برنامه گل گشت در منطقه چشمه فرشه انجام شد .
چشمه فرشه (فرشته) در امتداد دره ای قرار دارد که از روستای دره مردابیک شروع و به خط الراس غربی الوند ختم می شود . در طول دره رودخانه ای که از چشمه تغذیه می شود جاری است . از خصوصیات مهم این دره رویش گل های وحشی چون گل راعی و توتیا است که مصرف دارویی نیز دارند . و در بهار در تمامی مسیر دیده می شوند .
طبیعت سرشار از شگفتی ها و زیبایی ها است . برای لذت بردن از زیبایی های طبیعت تنها گذر از طبیعت کافی نیست ، گاهی باید ایستاد و دقیق تر نگاه کرد ، و آنگاه است که عظمت طبیعت ما را به وجد می آورد . و چه خوب است زمانی که سر بر دامان مادر طبیعت نهاده ایم ، او را بهتر بشناسیم تا بتوانیم بیشتر و بیشتر عشق او را دل خود جای دهیم .از همین رو هر بار سعی می کنیم از طبیعت بیشتر بدانیم و در حد بضاعت اندکمان ، طبیعت کوهستان های همدان را بهتر بشناسیم و بشناسانیم . امید است مفید واقع شود .
آشنایی با پوشش گیاهی منطقه الوند
گل راعی :
گل راعي با نام علمي Hypericum peforatum كه به هوفاريتون نيز معروف است، گياهي است علفي و چند ساله كه از اول خرداد تا آخر شهريور گل مي دهد. ارتفاع گیاه به شرايط اقليمي محل رويش بستگي دارد. گل راعی در منطقه همدان به ارتفاعی حدود 30 تا 45 cm میرسد .
برگهاي گل راعي فاقد دمبرگ بوده، كم و بيش تخم مرغي شكل، متقابل و به طول 2 تا 5/3 سانتيمتر و داراي نقاط روشن حاوي اسانس هستند. گلها در قسمت فوقاني ساقه به صورت مجتمع و به رنگ تشكيل مي شوند.گل راعي در نواحي مختلف البرز، گيلان، آذربايجان، خراسان، همدان و لرستان رويش دارد . مزه گیاه تلخ، شيرين، خنك و خشك كننده است و داراي ويژگي هاي ضددرد، ضدالتهاب، آرامبخش و مقوي اعصاب است.مصرف خوراكي بخشهاي هوايي اين گياه باعث نشاط و شادابي مي شود و از آنها يك داروي مقوي اعصاب، مناسب براي درمان اضطراب و تحرك پذيري تهيه مي شود.
براي شستن زخم، خراشيدگي پوست و كوفتگي مي توان از محلول شست و شوي اين گل استفاده كرد.كرم تهيه شده از سرشاخه گلدار گل راعي براي كشش شديد عضلات و گرفتگي آنها به كار مي رود و مي توان آن را بعنوان بندآورنده خون در خراشيدگي، له شدگي زخم به كار برد. روغن دمكرده اين گل در سوختگي و التهابات عضلات و مفاصل به كار مي رود.

گل راعی
همدان - دره مرادبیک - فروردین ۸۶
منبع : گیاهان دارویی ایران : دکتر محمد حسن راشد محصل
آشنایی با پوشش جانوری منطقه الوند :
سهره :
سهره ها پرندگانی دانه خوار و حشره خوار با منقاری کوتاه ، مخروطی و قوی و پر و بالی رنگارنگ هستند در خارج از فصل زاد و لد می کنند و دسته جمعی به سر می برند . نر و ماده تقریبا هم شکل نیستند . روی درختان ، بوته ها یا روی زمین لانه می سازند . این پرندگان در منطقه الوند همدان بیشتر بین بوته ها لانه می سازند . تعدادی از گونه های سهره که در همدان زندگی می کنند عباتند از :
سهره معمولی
سهره خاکی
سهره سر سیاه
سهره کوهی
سهره زرد
سهره بال سرخ
و ...
سهره معمولی بطول ۱۲ سانتیمتر، نر وماده هم شکل، پرندهای است با بالهای زرد وسیاه، دم سیاه وسفید، صورت سرخ لاکی، وپشت قهوهای خاکی که در ناحیه دمگاه به سفیدی میگراید. پرنده نا بالغ سر وسطح پشتی نخودی مایل به خاکستری وبدنی پر از خط وخال قهوهای دارد. پرواز موجی ورقص مانند دارد. پرندهای اجتماعی است. این پرنده را در همدان زمانی می بینیم که با سرعتی زیاد از روی سنگی به سوی سنگی دیگر پرواز می کند . پرواز او همراه با آواز خواندن انجام می گیرد .

سهره کوهی
همدان - دره مرادبیک - اردیبهشت ۸۶

سهره زرد
همدان - روستای حیدره - فروردین ۸۶
منبع : راهنمای صحرایی پرندگان ایران : دکتر جمشید منصوری
هر ساله با آغاز فصل بهار و آماده شدن شرایط کوهستان برای برگزاری کلاس یخ و برف ، با ثبت نام از علاقمندان کلاسی در همین زمینه برگزار می شود . امسال نیز کلاسی ، به مربی گری آقای احسان جباری (مسئول کمیته فنی گروه) برگزار گردید . در این کلاس ده نفر از اعضای گروه به صورت کارآموزی و باز آموزی به مرور طرح درس کارآموزی یخ و برف پرداختند .
پس از پایان کلاس نیز به صورت تمرینی بر روی یکی از سنگ های منطقه درای تولینگ انجام شد .




ارتفاع : 3584 تاریخ صعود : حمعه ۳۱ فروردین ۸۶
موقعیت : این قله بر روی خط الراس رشته کوه الوند و در جهت جنوب – جنوب شرقی قرار دارد .مبدا صعود به قله از میدان دره مردابیک می باشد که با عبور از کوچه باغ های روستای دره مردابیک ، به محلی به نام خانه ییلاقی ها می رسیم .

از خانه ییلاقی ها دره ای به سمت قله کشیده می شود . در خط القعر دره نیز رودخانه ای جاری است که از قله های منطقه سرچشمه می گیرد . یال سمت راست دره معروف به "گاو بر" می باشد ، بر روی این یال در طول زمستان ، بزرگترین نقاب رشته کوه الوند تشکیل می شود که گاهی طول آن به 300 متر و ارتفاع آن به 10 متر می رسد . در مسیر دره جان پناه ایزدی قرار دارد. و از جان پناه تا پناهگاه کاسه یخچال (چرخ و فلک) مسیری به نام هزار پیچ با شیبی حدود 45 به پناهگاه می رسد . از محل پناهگاه تا قله یخچال باید از یال سمت راست به سمت قله حرکت کرد .
قله یخچال ، بلندترین قله منطقه همدان می باشد و از فراز این قله می توان بسیاری از قله های رشته کوه الوند را به تماشا نشست ، قله های کلاغ لانه ، الوند ، کمر لرزان ، قزل ارسلان در جهت جنوب غربی و قله های اردک ، مردک و آدمک در سمت غرب و قله کلاه قاضی در راستای شرق قرار دارد .
برنامه حرکت :
6:45 – حرکت از میدان دره مراد بیک * 7:45 – خانه ییلاقی ها (صبحانه) * 10:15 – جان پناه ایزدی * 11:30 – پناهگاه کاسه یخچال (استراخت) * 13 – قله *
اعضای برنامه :
آقایان : محسن احمدی(سرپرست برنامه) – امیر عباس محمودی – مجتبی هجرانی – علی صیرفی – جعفر خداویسی – جلال محمدی – سیاوش یالپانیان .


