تبليغاتX
گروه کوهنوردی سامان <
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
گزارش تصویری از آبشار تله زنگ

سرپرست برنامه:امیر حسین قویمی


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط گروه سامان در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 9:38 | 
گزارش گلگشت به منطقه اورامانات

 

در روزهای دوازدهم  و سیزدهم اردیبهشت ماه هشتاد و هفت (پنجشنبه و جمعه)  تعداد  بیست و سه نفر از اعضای گروه سامان به سرپرستی آقای امیر عباس محمودی برنامه گلگشت به منطقه اورامانات را انجام دادند .

ساعت 6 صبح روز پنجشنبه میدان دانشگاه( جهاد) شهر همدان محل اجتماع بچه ها بود . برای این سفر دو مینی بوس در نظر گرفته شده بود . که تا بچه ها جمع و جور شدند مینی بوس ها هم رسیدند  و ساعت 6:30 حرکت کردیم . قبل از اینکه به قروه برسیم صبحانه را  توی ماشین خوردیم و حدود ساعت 11 هم به سنندج رسیدیم . در سنندج بعلت خرابی یکی از مینی بوسها نیم ساعت توقف کردیم  که چون هر لحظه امکان داشت که ماشین درست بشود  ، مجبور شدیم تمام مدت را توی ماشین منتظر  بمانیم . بعد از آن به راه افتادیم و نزدیکی های ساعت یک و نیم  بود که  بعد از عبور از سه راه حزب الله برای ناهار متوقف شدیم که حدودا یک ساعت و نیم  طول کشید . و بعد از ناهار مسیرمان را به  سمت روستای اورامان تخت ادامه دادیم  .  البته چند بار بین راه توقف کردیم و از هر چه که می شد عکس بگیریم ؛ گرفتیم .  ساعت پنج و نیم هم به روستای اورامان تخت رسیدیم  . و بعد از اینکه از مزار پیر شالیار دیدن کردیم  متوجه شدیم که فردا ( آخرین جمعه قبل از پانزدهم اردیبهشت) در اورامان تخت برگزاری مراسم "کمسای" است . و به علت زیاد بودن مسافران که از سراسر ایران برای تماشا و شرکت در مراسم آمده بودند نتوانستیم از مدرسه ی روستا  برای شب ماندن استفاده کنیم . بالاخره در زمین تختی که بالای مدرسه بود و مشرف به روستا واقع شده بود چادر زدیم. عده ای از  بچه ها همان موقع به کوهی که بالای سر روستا بود و بقایای قلعه ی قدیمی روستا در بالای آن هنوز پابرجا بود رفتند . که مسیر رفت و  برگشت به آن کوه با احتساب نیم ساعت استراحت بالای قله آن  حدودا یک ساعت و پانزده دقیقه طول کشید   .    

بعد از شام هم آتشی افروختیم و تا پاسی از شب را با هم در کنار آتش سپری کردیم . فردا هفت صبح بیدار باش بود و بعد از خوردن صبحانه و گشت و گذار مختصر عده ای از بچه ها ساعت نه راه افتادیم . اما جاده باریک  روستا بعلت برگزاری مراسم کمسای بسیار شلوغ شده بود .  و به همین علت حدود ساعت ده بود که از روستا خارج شدیم. پس از خروج از روستا  برای برگشت مسیر پاوه و کرمانشاه در نظر گرفته شده بود .  از اورامان تا پاوه جاده کوهستانی و پیچ در پیچ زیبایی بود که حدود سی کیلومتر ارآن خاکی بود. ناهار را درست جلوی غار غوری قلعه خوردیم ولی  بعلت کمبود وقت برنامه نتوانستیم غار را ببینیم . ساعت شش هم به کرمانشاه رسیدیم و ساعت نه شب  هم درست همانجایی که سوار شده بودیم پیاده شدیم .                                             

                                                                                                

                                                                          

   

 اورامانات نام منطقه ای در کردستان ایران و عراق است . که از شرق با شهر سنندج ، از غرب با شاره زور ، از جنوب با جوا نرود و كرمانشاه و از شمال با شهر مريوان هم مرز مي باشد . از نظر جغرافیایی منطقه اورامانات را به سه بخش اورامان تخت ، اورامان لهون و اورامان ژاورود تقسیم کرده اند . بخش اورامان تخت شامل اورامان تخت ، کماله ، رودبر ، ویسیان ، سرپیر است و  مرکز آن هم روستای اورامان تخت است که به هزار ماسوله نیز مشهور است . بخش اورامان لهون که شامل نوسود ، پاوه ، جوانرود ، است و  مرکز آن در گذشته نوسود بوده و اکنون پاوه است. بخش اورامان ژاورود هم  شامل روستاهای آويهنگ، هويه، يساران، تهوير، شيان، تنگی سر، نجی، ساليان، ژان، نسنار،  پایگلان، چشميدر، بوريدر، اسپريز، ژنين، آريان، گواز، سرريز  است .

 

روستای اورامان تخت در جنوب شهرستان مریوان و شمال شهرستان پاوه واقع  است . و فاصله روستا از هر دو شهرستان هفتاد و پنج کیلومتر می باشد .  دین کنونی مردم روستا  اسلام (سنی) است و به زبان اورامی (هورامی) صحبت می کنند . لباس مردان اورامانی شامل چوخه و رانک (که هر دو ساخته شده از موی بز هستند ) ، پانتول ، ملکی شال ، دستار، فرنجی (فرجی ،  پستک) ،  کله بال است و پوشش زنانش را جانی، کلنجه ، شال ، کلاه ،  کلله تشکیل می دهد که همه ی آنها  در همان روستا تولید می شود و علاوه بر آن می توان از گلیم، سجاده، نمد ،سبد، گیوه (کلاش : نوعی کفش ساخته شده از روده گوسفند و چرم گاو و نخ که هوا به داخل آن نفوذ می کند) ، ظروف چوبی و  مرس (نوعي پارچه پشمي به نام جهت دوخت لباس محلي مردانه استفاده می شود) بعنوان صنایع دستی روستا نام برد. مردم اورامانات معتقدند اورامان تخت زمانى شهر بزرگی بوده و مركزيتى خاص داشته است  و به همين دليل از آن به عنوان تخت يا مركز (حكومت) منطقه ی اورامانات ياد مى كرده اند .

 

 برای واژه اورامان (هورامان ، هه ورامان) معانی و ریشه های متفاوتی ذکر کرده اند  . یکی از آنها هورامان را  ترکیب دو واژه ی " اهورا " و " مان " و  به معنای خانه ی اهورایی دانسته و دیگری هورامان را  ترکیب دو واژه ی " هور " و " امان " و  به معنای جایگاه  خورشید گفته است و همچنین گفته اند  که " هه‌ورامان " ترکیب سه واژه ی "هه‌و (بلندی)"  و " رام (نیرو بخش ، آرامش بخش)"   و "ان (پسوند جمع) " است و به معنای بلندی های آرامش بخش می باشد . دکتر فریدون جنیدی هم ریشه کلمه  "هه و رامان" را واژه اوستایی " ئورومون " (متشکل از دو واژه ی" ئورو" به معنای سرزمین و "مون" به معنای پیروز ) به معنای سرزمین پیروز می داند .  

  

                                                          

Click to show it on original size!

            

                           

مراسم جشن عروسی پیر شالیار :

مراسم پیر شالیار همه ساله در روستای اورامان تخت در سه مرحله انجام می شود:

در اولین مرحله ، که نخستین چهارشنبه بهمن ماه است ، گردوهایی را  که از باغ پیر شالیار چیده اند ،  برای اهالی روستا می فرستند  و  به این ترتیب  آنان را  از شروع مراسم  آگاه می کنند. آغاز دومین مرحله ، صبح روز آخرین چهارشنبه ی قبل از پانزدهم بهمن  ماه است .  پیش از طلوع خورشید  کودکان در کوچه های باریک و برف گرفته ی روستا  یا در حیاط و بام خانه ها  آواز می خوانند و شادی کنان با فریاد " کلاروچنه " به در خانه ی همسایه ها می روند و هدیه طلب می کنند  ، در این هنگام مردانی که  متولی ذبح قربانی ها هستند  در حال آماده کردن حیواناتی هستند که اهالی روستا  برای قربانی در  مراسم پیر شالیار نذر کرده اند . با طلوع اولین اشعه آفتاب ذبح قربانی در حیاط خانه پیر شالیار آغاز می شود  و خون قربانی بر زمین ریخته می شود. بعد از ذبح ، گوشتها را برای تهیه آش جو  یا همان  " هولوشینه تشی " که غذای مراسم آنروز است آماده می کنند  و مقداری از آنرا  بین اهالی بعنوان تبرک تقسیم می کنند.  در غروب همان روز دایره ای از مردان دست در دست و شانه به شانه با صدای دف به رقص آیینی می پردازند رقصی که از گذشته های دور به جا مانده است اوج این رقص حالت خلسه ای عارفانه است که در آن دستیابی به روح جمعی،  یکی شدن تن ها و فراموشی "من" است .

فردای آنروز که  روز پنجشنبه است  با استخوانهای به جا مانده و گندم در نه دیگ غذایی درست می کنند و به همه می دهند از این نه دیگ دو  دیگ را برای ادامه مراسم که به هنگام شب است کنار می گذارند. در این روز مردم تا شب به رقص آیینی می پردازند و ساعاتی از شب را هم  در خانه­ی پیرشالیار می­گذرانند، که به این شب، شب نشست یا "شه وونیشتی" گفته می­شود. در این شب سخنرانان به سخنرانی درمورد پیر شالیار و بحث­های عرفانی می­پردازند . بعد از آن سرودی یا قصیده­ای خوانده میشود و برای تبرک تسبیح چوبین و دانه درشت و تخت گیوه ی به جا مانده از پیر را می بوسند و سپس مراسم نواختن دف و گفتن ذکر آغاز می شود.

 مرحله سوم و پایانی مراسم در سومین جمعه ماه بهمن انجام می شود. در این روز مردان نان هایی را که به شکل قرص های طلایی رنگی از آرد گندم و مغز بادام کوبیده است و با ریحان و سیاه دانه تزیین شده است بر سر مزار پیرهای هورامان می برند پس از جمع شدن بر سر مزار پیر نان ها را روی هم می ریزند و به کسانی که نان آورده اند ، یک قرص نان کامل  می دهند سپس بقیه را خرد کرده با ماست بین مردم قسمت می کنند . زنان این ماست را به عنوان مایه برای تبرک به شیر می زنند و معتقدند که این کار مایه برکت تولیداتشان در طول سال خواهد شد.

 در مراسم پير شاليار وظايف تقسيم‌بندي شده است و هر خانواده‌اي همان كاري را انجام مي‌دهد كه اخلاف او انجام مي‌داده اند ، بدين معني كه خانواده‌اي مسئول نگهداري از احشام نذري و ذبح آنها، خانواده ی  ديگر مشغول پخت و  پز آش نذري و   هرخانواده وظيفه‌اي بر عهده دارد.

 در مورد ریشه برگزاری مراسم پیر شالیار مردم اورامانات معتقدند که در قرن پنجم هجری خورشیدی  یک مغ زرتشتی  به نام پیر شالیار فرزند جاماسب در اورامان تخت  زندگی می کرده است .  پیر شالیار به علت اینکه در کودکی  پدر و مادرش را از دست داده بود  پیش عمو و زن عمویش زندگی می کرده و آنان هم سخترین کارها را بعهده ی او می گذاشتند و  او را مورد آزار و اذیت قرار می دادند . پیر شالیار او  از کودکی دارای کراماتی بوده و در دوره جوانی وصف کراماتش حتی به خارج از اورامانات هم رسیده بود . در همان روزگار پادشاهی در  بخارا دختری به نام "بهار خاتون" داشته که به بیماری سختی دچار می شود که طبیبان از مداوای آن عاجز بودند. پادشاه هم شرط کرده بود که اگر کسی دخترش را شفا دهد آن دختر را به زنی او در می آورد . وصف کرامات پیر شالیار به گوش شاه می رسد و دختر را به همراه چند تن دیگر روانه اورامان تخت می کند . و بالاخره پیر الیار دختر را شفا می دهد و پادشاه هم طبق قولی که داده بود "بهار خاتون " را به ازدواج پیر شالیار در می آورد.

پیر شالیار منظومه ای به نام مارفه تو پيرشاليار (معرفت پيرشهريار) به زبان کردی اورامی دارد که مشتمل بر امثال و حکم و پند و اندرز با ذکر نکاتی چند از آداب و رسوم آیین باستانی و تاکید و توصیه در جهت حفظ و نگهداری آن است . البته نسخه­ی این کتاب کمیاب است اما  عبارات و ابیاتی از آن را برخی از مردم آن سامان از بر دارند و در مواردی به جای ضرب المثل به کار می­برند.

 

مراسم کمسای :

کمسای از دو واژه "کم" به معنی جمع و گروه و "سای " به معنی ساییدن تشکیل شده است و نام مراسمی است که  هر ساله در پانزدهم اردیبهشت ماه و یا به روایتی در آخرین جمعه قبل از پانزدهم اردیبهشت ماه برگزار می شود .  در اطراف مزار پیر شالیار سنگی وجود دارد که بر اساس باور و گفته ی  مردم منطقه در طول سال بسیار سفت و محکم است ولی در روز کمسای نرم تر می شود و مردم می توانند با تیشه ی مخصوص آنرا در هم شکنند . بر طبق باور مردم این سنگ تا سال بعد دوباره رشد خواهد کرد و به اندازه ی  قبلی خود بازمی گردد. غذای مخصوص این روز پبراق(دلمه) است که بصورت نذری توزیع می گردد.

                                                                               

                                                                                                                                                        

قصه سوز سرما و برف در اورامان :

مردمان اورامان برای برفگیر بودن منطقه شان هم داستانی  دارند . که نمونه خوبی از ادبیات عامیانه مردم آن منطقه است .  گفته اند که در گذشته های دور دیواری به دور اورامان کشیده بودند که مانع ورود برف و سرما به درون اورامان می شد . اما روزی حاکم اورامان فرمان می دهد که هر خانواده بعنوان مالیات یک تخم مرغ به دربار حاکم ببرد و وقتی که همه تخم مرغ ها جمع شد ، حاکم فرمان داد که هر کس تخم مرغی را که آورده پیدا کند و با خود ببرد و چون همه ی آنها مثل هم بودند و تشخیص شان ناممکن بود  تخم مرغ ها (اموال مردم) با هم قاطی شد و هر کس تخم مرغ(مال دیگری) را  به خانه خود برد و این شد که سوز سرما و برف به آن منطقه هجوم آورد و از آن پس حتی درون حصار اورامان هم برف بارید .

 

اداره اورامان به وسیله شورا :

 قبل از اسلام اداره ی اورامان بعهده ی شورا "ژیرلا " بوده است . این شورا بصورت کاملا مردمی و دموکراتیک انتخاب می شده و فقط به منظور خدمت به مردم و بدون مزد بوده است. طول دوره شورا چهار سال بوده که در پایان دوره  شخص دیندار و مورد اعتماری به نام "پاور" خاتمه دوره قبل را اعلام می کرده و بر روند انتخابات دوره جدید نظارت داشته است . برای هر دوره شانزده الی بیست نفر برای شورا کاندید می شدند و از بین آنها چهار الی شش نفر توسط اهالی انتخاب می شدند.

پاور برای معرفی هر یک از کاندیداها هر کدام از آنان را به اسم يک نوع ميوه ی خشک که در دسترس اهالی بوده است مانند توت، گردو، بادام، سنجد، گلابی، گلابی خشک (همرو لت) و ... نام گذاری می کرد .  سپس پاور از پارچه ای به نام "هلاوه"  که اورامی ها خودشان  آن را بافته و رنگرزیکرده بودند  در حضور افراد کيسه ای جهت جمع آوری آرا می دوخت. آن گاه دستور می داد افراد با توجه به کانديدای مورد نظر خويش، ميوه و يا خشکبار مناسب را که در دست يا در کيسه ای کوچک قرار داده اند ( تا دیگران آن را نبينند) در کيسه ی آرا بياندازند. جوانانی می توانستند در اين انتخابات شرکت نمايند که توانايی برداشتن سنگ" مرد آزمايی" را داشته باشند که وزن آن برای زنان و مردان متفاوت بوده است . زنان علاوه بر حق انتخاب کردن ، حق انتخاب شدن در شورا را هم داشته اند . چنانچه زنی به نام "ادخنانی" در چند دوره عضو شورای اورامان بوده و هنوز هم اورامانی ها نامش را بیاد دارند.

 

و در پایان با تشکر از زحمات سرپرست برنامه آقای امیر عباس محمودی

روابط عمومي گروه كوهنوردي سامان

|+| نوشته شده توسط گروه سامان در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:35 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar